جمعه بعد از ظهر در درکه

جاتون خالی جمعه بعد از ظهر رفته بودیم درکه. در اوایل راه کوهپیمایی جایی بساط را انداختیم و ناهار و لختی پس از ناهار را در کنار رودخانه گذارندیم. آخرین باری که برای گردش و کوهپیمایی به درکه آمده بودم را یادم نبود ولی به طور حتم، در بچگی یا حداکثر نوجوانی به همراه بابام بوده. بچه تهران و این همه سال نیامدن به درکه؟! عجب تنبلی!

و اما چند نکته در حواشی این گردش:

1-     از رودخانه پرآب روزگاران گذشته فقط جوی آبی مانده بود و من می اندیشم در سالهای آتی همین هم نماند.

2-     در کنار رودخانه همانند هر جای دیگری در طبیعت ایران ما، پر بود از زباله (کیسه نایلون، بطری نوشابه و ...). در کنار ما زوج جوانی آمدند و نشستند و هندوانه ای خوردند و رفتند و کل پوست هندوانه و کیسه نایلونش را همانجا گذاشتند! البته اگر من در زمان رفتنشان متوجه شده بودم، تذکری می دادم.

آقا محمد با تشویق مامانش و هر دو تحت تاثیر پویش(=کمپین) طبیعت دوستی و حفظ محیط زیست برنامه خندوانه، دو تا کیسه کوچک زباله از اطرافمان جمع کرد و به سطلهای زباله که در کوه گذاشته اند منتقل کرد.

/ 2 نظر / 14 بازدید
آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي اين ادرس صفحه عضويت http://clickiha.net/signup اومدي خبر بدي بيام پست هايي که گزاشتي رو بخونم . منتظرم عزيز

آرزو

سلام خوبيد ؟ دو تا مطلب اولتونو خوندم خيلي عالي بود خواستم ازتون تشکر کنم و همينطور ازتون دعوت کنم به سايت منم سر بزنيد و در صورتي که مايل بوديد يک وبلاگ خوب هم در سايت ما بسازيد شما فرد توانايي هستيد باعث افتخار مون هست به جمع کاربران سيستم وبلاگدهي ما بپيونديد ، www.sitearia.ir