16- اندر حکایات محیط زیست در ایران – پارک پردیسان

حدود یکسال پیش خبری در مورد پارک پردیسان منتشر شده بود. خبر کوتاه ولی واضح بود؛ دولت پارک پردیسان را به بنیاد تعاون ناجا فروخته است. فارغ از اینکه این خبر درست بود یا کذب، عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست در مورد پارک پردیسان بعنوان مکانی که در طول هفته بیش از چندین هزار نفر از مردم آن را برای ورزش، تفریح و تفرج بر می گزینند (به نظر من در تابستان روزانه بیش از یکصد هزار نفر) و چگونگی اداره آن توسط سازمان مذکور، نیاز به مداقه و پیگیری بیشتری از سوی نخبگان و اساتید دانشگاهی، رسانه ها و بالاخره عامه مردم تهران و افکار عمومی دارد. موارد زیر در اولین بازدید یکساعته از این مکان نظر عابران را جلب می نماید:

1-      درست در کنار شلوغترین مسیر پیاده روی پارک (مجاور پارکینگ جنوبی)، با بی سلیقگی هر چه تمام محوطه ای را به نگهداری و دپوی قراضه های فلزی اختصاص داده اند. براستی این زباله های ساختمانی برای کجاست که وسط یک پارک تفریحی محل تخلیه و نگهداری  آنها شده است؟

2-      عدم آبیاری اصولی، تعداد بسیاری از درختان و گیاهان این پارک را طی ماههای تابستان گذشته به خشکی کشانده یا در حال نابودی آنها می باشد، تو گویی حرکتی عامدانه در جهت خشک کردن کل فضای سبز در حال انجام است، چنانچه خاطرات انجام چندباره اینگونه حرکات بعنوان مقدمه ای برای برجسازی های آینده (مثلا برای چند شرکت تعاونی مسکن دستگاههای دولتی) در ذهن تازه می شود. این درحالیست که پارک پردیسان با چهار دره درون آن به منزله ریه غرب شهر تهران بوده و نقش انکارناپذیر در تلطیف هوای این مناطق دارد.  

3-      نگهداری حیوانات به شکلی اسف بار و رقت بار در ضلع شمال غربی. تمامی حیوانات گرسنگی جنون انگیزی دارند کمااینکه بطور مثال گوزنهای زرد ایرانی محصور در این مجموعه هدیه عابران پارک را حتی اگر پوست بلال و پوست هندوانه باشد با ولع هر چه تمام می خورند. غازها و مرغابی ها با دیدن هر رهگذری تجمع کرده و سر و صدای فراوان می کنند به امید تکه ای غذا که به آنها برسد. و بدتر از همه جولان موشهای کثیف و بیماری زا در تمام قفسهای حیوانات و بیرون و اطراف آن است که بیم مریضی حیوان و انسان بازدید کننده را افزایش می دهد. قفسهای حیوانات به بدترین و بی کیفیت ترین شکل ممکن ساخته شده که نه تنها چشم نواز نیست بلکه نشان از بی مسوولیتی و حرام کردن بودجه مصرف شده دارد. هر از چندگاهی هم حیوانی می میرد و چند کارگری که گاهگاه به حیوانات سر می زنند، بی و سر و صدا آن را معدوم می نمایند.

4-      ظاهرا مالک پارک یعنی سازمان محیط زیست در دولت قبلی هیچگونه برنامه ای برای این پارک نداشته است. پیاده روها در حال تخریب هستند. از امکانات خیالی(!) که بر روی تابلوها نگاشته شده هیچ خبری نیست. ساخت و سازها به زشت ترین شکل ممکن چند سال است که رها شده اند. بارزترین نمونه آن آلاچیق هایی که حدود ده سال است رها مانده اند. در این پارک چند هزار هکتاری که با این حجم استقبال مردمی شاید نیاز به بیش از سی مجموعه سرویس بهداشتی باشد (نظیر آنچه در بوستان ولایت پیش بینی شده). اکثر سرویسهای بهداشتی در تمام اوقات  بسته بوده و چند عددی که باز هستند، در حد فاجعه بار کثیف می باشند و بدون هیچگونه – تاکید می شود هیچگونه- رسیدگی رها شده اند.

5-      سازمان محیط زیست به شکل غیرقانونی (در زمان دولتهای هشتم و نهم و دهم) اقدام به ساخت و توسعه مکانهای اداری خود در این مکان زیست محیطی نموده و زشتی ساختمانهایش را به این زیست بوم طبیعی تحمیل کرده است. همچنین رانندگی گاه و بیگاه کارمندان این سازمان و خانواده هایشان (!) در مسیرهای مخصوص پیاده روی خطرات زیادی را برای مردم ایجاد می نماید و فریاد اعتراض بازدیدگنندگان را بلند کرده است ولی افسوس از یک دفتر و یا دکه ای (!) که در آن بشود مسوولی را در پارک یافت و به وی اعتراض نمود.

باید گفت با یکبار بازدید از این پارک متوجه می شویم در حالیکه پایتخت نیاز مبرم به اینگونه مکانها دارد، تابلویی بزرگ از سوءمدیریت در این پارک به نمایش درآمده است. با دیدن وضعیت امثال این پارک و سایر نمونه ها همچون دریاچه ارومیه و ... می توان به قطعیت گفت آن مرد که رفته و اطرافیانش به حفاظت از محیط زیست اصلا اعتقادی نداشتند (همانطور که به خیلی چیزهای دیگر هم اعتقاد نداشتند: مثل فناوری اطلاعات و دولت الکترونیک، مناطق آزاد و...). حال که آن مرد رفته (!) و چند ماهی است که دولت جدید با ادعای تدبیر و امید مستقر شده، و مهمتر اینکه بجای رییس بی مسوولیت قبلی محیط زیست، فردی آشنا و دلسوز وارد این حوزه شده، امیدوارم فکری اساسی به حال این اکو پارک تهران بشود.

/ 0 نظر / 6 بازدید