7- مادرم بلوط

بعد از ظهر جمعه و در هنگام صرف ناهار در خانه از میان انبوه (!) کانالهای دیجیتال داخلی تلویزیون که انواع فیلم و کارتون را نمایش می دهند، بطور اتفاقی گذارمان به شبکه مستند افتاد و برنامه فانوس که فیلم مستندی بنام "مادرم بلوط" ساخته محمد رحمانی را نمایش می داد. داستان فیلم هم این بود: نابودی 50 هزار درخت بلوط که در زمینهای بالادست سد کارون 3 به همراه سه تا روستا به زیر دریاچه سد رفته بودند و تبعات محیط زیستی و اجتماعی این مساله. فیلم با هنرمندی تمام صحنه هایی تکان دهنده از خرابه های روستا و درختان غرق شده در آب را نشان می داد و مردان بیکار شده که به ناچار به کار غیر قانونی و قاچاقی تولید زغال روی آورده بودند و نیز مردی بنام اسد که سایر مردان او را دیوانه می خواندند. اسد صحبت می کرد در مورد دردی که درختان بلوط می کشند و شنیدن صدای ناله آنها بخاطر غرق شدن در آب دریاچه و فریاد درد درختان از بی مهریهای مردان در بریدن و تکه تکه کردن آنها برای ساختن زغال. این مرد که شخصیت محوری فیلم بود، بی شک از تمام هم ولایتی هایش عاقل تر بود و عاشقی بود که چون به وصال عشقش نرسیده بود، سر به کوه گذاشته بود و خوی غارنشینی پیدا کرده بود.

 سد کارون 3  در ظاهر یکی از افتخارات میهن و یکی از مظاهر آبادی کشور است ولی چه کسی می داند در پس این پرده افتخار، این چنین خرابی ها و مصیبت هایی هم وجود دارد؟ در یکی از سکانسهای پایانی فیلم جمله ای با این مضمون به تصویر کشیده شد: اگر مطالعات و اقدامات جامع و کاملی از آبخیزداری در کشور انجام می شد شاید نیاز به این تعداد سد سازی نبود.

در ذهنم می اندیشیدم ای کاش چند نفر از مسوولان تراز اول دولتی و استانی در حوزه های انرژی، آب و محیط زیست این فیلم را ببینند و شاهد باشند چه بلایی بر سر زندگی مردمان و طبیعت آن منطقه آمده است. چقدر به جامع نگری در مدیریتهای کلان دولتی و کشوری پایبندی وجود دارد؟ آمایش سرزمین که ده پانزده سالی است بعنوان کلمه ای شیک در سخنان برنامه ریزان بکار می رود، نتیجه اش این است؟

/ 1 نظر / 5 بازدید
بلاگ دایر

وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید. www.blogdir.ir